روایت سردار فضلی از دستور امام خمینی(ره) درباره نحوه مقابله با رژیم بعث
جانشین معاون هماهنگکننده سپاه با اشاره به دستور امام(ره) درباره نحوه مقابله با رژیم بعث گفت: امام خمینی(ره) در یک جلسه پس از ارائه گزارش برادر محسن رضایی، فرمودند که عزیزان من! هرشب به دشمن هجمه کنید و خواب را از چشم دشمن بگیرید و به او امان ندهید.
وی افزود: آنروزها در جبهه، عملیات بزرگی نداشتیم. برادر محسن رضایی گزارشی از جبههها را به محضر امام خمینی (ره) تقدیم کرد و سپس ایشان فرمودند که عزیزان من! هرشب به دشمن هجمه کنید و خواب را از چشم دشمن بگیرید و به او امان ندهید.
جانشین معاون هماهنگکننده سپاه با اشاره به اینکه سخن آنروز امام (ره) فقط برای عملیات رزمی و تاکتیکی در جبهه نبود و ایشان یک استراتژی را در این چند جمله بیان فرمودند، تصریح کرد: نباید از دشمن غافل شویم؛ حضرت امام خمینی (ره) همان هفتههای ابتدایی آغاز جنگ تحمیلی فرمودند که از دشمن اصلی یعنی آمریکاییها غافل نشوید.
سردار فضلی گفت: روز ۸ آبان سال ۱۳۵۹، امام خمینی (ره) فرمان داده بودند که حصر آبادان باید شکسته شود. این فرمان نورانی ولیفقیه بود و رزمندگان همگی در تکاپوی انجام این فرمان بودند؛ بنابراین قرار شد که همه نیروهای اعزامی را به سایر جبههها اعزام نکنند تا تعداد آنها اندازه یک گردان شود و این گردان به آبادان برود. جمعیتی نزدیک به ۲۸۰ نفر از پاسدارها و بسیجیها ترکیب شدند و همه دور هم در پایگاه منتظران شهادت (گلف) جمع شدیم؛ اما برای رفتن به آبادان وسیله نقلیه نداشتیم.
وی ادامه داد: سپاه، ارتش و استانداری خوزستان همه بسیج شدند تا تعدادی خودرو برای اعزام گردان به آبادان فراهم شود. شهید حسن باقری که معاون اطلاعات و عملیات بود با سرپرست گروهها جلسه گذاشت و گفت که دشمن در شهرهای مختلف در حال پیشروی است و بستان، قصرشیرین نفتشهر و خرمشهر سقوط کردند و هویزه نیز در معرض سقوط است و در اهواز عراقیها تا ۱۰ کیلومتری شهر و در حمیدیه نیز تا دیوار شهر پیشروی کردند. آبادان هم از ۲۰ کیلومتری شهر آمدهاند و از رودخانه کارون عبور کردند و بعد از کارون، از جاده اهواز به آبادان عبور کردند و به جاده ماهشهر به آبادان نزدیک شدند.
جانشین معاون هماهنگکننده سپاه با بیان اینکه ساعتی بعد قرار شد تا «بنیصدر» فرمانده وقت کل نیروهای مسلح بیاید و با نیروها صحبت کند، تصریح کرد: وقتی بنیصدر آمد و شروع به صحبت کرد، ما را تحقیر کرد و برای اینکه به ما سلاح و مهمات ندهد، میگفت که برای چه به جبهه آمدید؟ شما که نظامی نیستید، دانش و تجهیزات نظامی ندارید و دستوپاگیر ارتش هم شدهاید. بعد از صحبتهای بنیصدر همه رزمندگان به هم گفتیم که موقع خروج «بنیصدر» همدیگر را هول دهید تا شاید او در پلهها به زمین بخورد و دست و پایش بشکند! وقتی همدیگر را هول دادیم، «بنیصدر» چند پله افتاد؛ اما محافظانش او را از معرکه خارج کردند.
سردار فضلی در پایان خاطرات خود، تصریح کرد: هنگام نماز ظهر و عصر که فرارسید، خبر دادند که امروز نماز به امامت شهید آیتالله بهشتی (ره) اقامه میشود و ایشان بین دو نماز نیز سخنرانی خواهند کرد. شهید بهشتی هنگام سخنرانی خود، فرمودند که ای کاش میشد تا من هم مانند شما در جبهه از اسلام، قرآن، امام و مردم دفاع میکردم.




