- ب ب +

جمشیدی در علف زار فراتر از انتظار

بازی پژمان جمشیدی به عنوان یک بازپرس بسیار باورپذیر از آب درآمده است و قطعا یکی از کاندیدهای جایزه سیمرغ بهترین بازیگر مرد است.

گروه فرهنگی بازارنیوز: کاظم دانشی به عنوان کارگردان کار اولی با علف زار در جشنواره چهلم حضور دارد که پیرامون یکی از پرونده‌های جناحی در دستگاه قضا که اذهان جامعه را درگیر کرده بود فیلمش را بنا به آن ساخته است.که به گفته کارگردان که پیش از این در این ژانر، مستند ساخته است علف زار براساس چند داستان واقعی ساخته شده است.

باعنایت به این موضوع که ژانر انتخابی آشتیانی بسیار سخت و حساس بوده و خودش هم کار اولی بودن علفزار یک فیلم قابل قبول است و با توجه به روند اتفاقات و تعدد شخصیت‌ها نمره قبولی را می‌گیرد. اما از لحاظ محتوا فیلمی است کاملا چرک که ادامه دهنده کار فرهادی در سینما ایران است

فیلم به لحاظ ریتم داستانی جذاب و پرکشش به پیش می‌رود و بیننده را از خود جدا نمی کند اما موضوعی که بیشتر چشم نواز است بازی نقش های اصلی فیلم است .

بازی پژمان جمشیدی به عنوان یک بازپرس بسیار باورپذیر از آب درآمده است و قطعا یکی از کاندیدهای جایزه سیمرغ بهترین بازیگر مرد است. کاظم دانشی درباره نقش پژمان جمشیدی در این فیلم گفته: یش از این چند نقش جدی از او دیده بودم و به نظرم آمد که بازیگر خوب و توانمندی‌ست، حال ممکن است از ظرفیت‌های او، آنگونه که باید و شاید استفاده نشده است. دوست داشتم یک کار متفاوت با پژمان جمشیدی انجام دهیم و بعد از گذشت چند روز از فیلمبرداری، به نظر می‌آید اشتباه نکرده‌ام و وقتی فیلم اکران شد مخاطب هم آن را خواهد پسندید.

اما آنچه که در این فیلم می‌درخشد یک شخصیت زن معتاد است که در تاریخ سینمای ایران واقعا نمونه‌ای مانند او را ندیده‌ایم، صدف اسپهبدی بازیگر این نقش است که یک تصویر یگانه از یک زن معتاد را خلق کرده است که اتفاقا چاشنی طنز فیلم را هم بر دوش می‌کشد.

فیلم از یک موضوع روز سینمای ایران در این سالها لطمه می‌خورد که ای کاش به این دام نمی افتاد ، وارد شدن یک شخصیت سیاسی و پر نفوذ که برای مختل کردن روند عادی اتفاقات که این خودش اول کلیشه او انحراف داستان است .

حسین لامعی در خصوص این فیل گفته «قصّه‌ی «علف‌زار»، در مورد «تجاوزِ گروهی پسر، به جمعی از دختران، در باغِ حاشیه‌ی تهران است؛ آن هم در حالی که آن دختران، با شوهرانِ خود بوده‌اند و متجاوزان، ابتدا شوهرانِ آن‌ها را به چاقو زدند و بستند و سپس، در مقابل چشمِ آن‌ها به زنانشان تجاوز کردند!!»... یک داستانِ واقعی و به‌غایت مَهیب و هولناک، که طبیعتا، پای تماشای فیلمش، باید بر خود لرزید و فقط خون گریست... «علف‌زار» ولی چنین قصه‌ی مَهیبی را، به‌حدّی سطحی و دمِ دستی و سهل و ممتنع روایت می‌کند که گویا، در حال روایتِ یه تصادفِ عادّی بین دو ماشین است!.. فیلمی ترسو و ناقص و درنیامده، که هم پادرهواست، و هم بلاتکلیف و بی‌خاصیّت... در آن‌حد که مخاطب، پس از پایان فیلم، حتی لحظه‌ای فیلم را به یادش نمی‌ماند و سریعاً از یادش میرود... ای کاش فیلمسازانِ ایرانی وقتی نمی‌توانند چنین قصّه‌هایی را آنطور که باید و شاید بسازند و وقتی نمی‌توانند حقّ مطلب را آنگونه که باید ادا کنند، اساساً به سمتش نروند و این‌چنین ماجراهایی را، با آثارشان، ناخواسته به سُخره نگیرند...»

برچسب ها: جمشدی , علف زار